![]() |
![]() |
|
| در دادگه عشق کنم از تو شکایت گویم که مرا کشت دو چشمان سیاهت |
|
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود. و احساسم ميگويد که قلب تو همان قلب است .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شکوه |
|
|
با اشک چشمم نوشتم دوستت دارم باور نکردی که اشک چشمم است,
به خیسی چشمانم باور نداشتی.
با خون قلبم نوشتم عاشقانه می پرستمت بازم باورت نشد که خون قلبم است .
نمی خواستم ببینی تا در لحظه آخر زندگیم لبخندت رو ببینم به ناچار دست خونی ام را نشان دادم و تو باور کردی و خیره خون قلبم را که جاری بود نظاره کردی ولی لحظه ایی بود که چشمانم را برای همیشه بستم و این هم برایم کافیست برای یکبار چشمان خیره ات را به قلبم دیدم و هنگام مردنم با حضور تو و عشق تو مردم.
مرگ هم با عشق زیبا ست.
دیدن تو عشق تو برایم یک رویا شده آرزومه که لااقل هنگام مرگ تو را ببینم برای آخرین بار
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شکوه |
|
|
محبت چه واژه غريبي
دنيا چه لغت عجيبي
عشق چه زيبا و چه خوبي
شادي چه واژه دروغي
تنها چه كلمه آشنايي
اشك هميشه تو با مايي
غم در وجود ما پر
زندگي مثل صدف مثل در
مرگ هميشه با ماست
مردن از غم من كاست
خداي بزرگ و بي رقيب
براي من تكيه اي هست و اميد
پرواز برام يه آرزوست
رفتن به آسمونو نزديك شدن به يك دوست
سلام اول و آمدن و بودن
خداحافظي فقط براي رفتن
پس والسلام اي روزگار بي وفا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شکوه |
|
|
بنام تك دانشجوي دانشكده قلبم
درسكوتي سردوغمگين بي يارو ياور ميروم ميروم تادر سراشيبي بزرگ بنام زندگي دسته پنجه نرم كنم وتو اي عشق هميشگي من دوستت دارم وباتو آرامش ميابم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شکوه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزان
امیدوارم همیشه بهاری باشید آرزومند آرزوهایتان........ |
| نوشته شده ها |
|
مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
| موضوع |
|
عکس |
|
|